مبانی و تعاریف

۱. کلیات

   ۱.۱. کمیت

   ۲.۱. کیفیت

   ۳.۱. انحصار اطلاعات

   ۴.۱. مناسبت نظام اطلاعات با موضوع دانشنامه

۲. تعریف

   ۱.۲. دانشنامه

   ۲.۲. تاریخ

   ۳.۲. معماری

   ۴.۲. سیاق

   ۵.۲. تاریخ معماری

   ۶.۲. ایران‌شهر (ایران‌زمین)

۳. مخاطب

   ۱.۳. تعمیم دسترس و شکستن انحصار اطلاعات

   ۲.۳. اقسام مخاطب

   ۳.۳. محقق‌محوری

   ۴.۳. مراتب دسترس

۴. منابع

   ۱.۴. منابع درجۀ اول

   ۲.۴. منابع درجۀ دوم

۵. دامنه‌ها

   ۱.۵. دامنۀ مکانی

   ۲.۵. دامنۀ زمانی

   ۳.۵. دامنۀ زبانی

۶. ویژگیهای معماری اطلاعات

 

 

۱. کلیات

تحقیق دربارۀ تاریخ معماری ایران، بسته به دیدگاه‌ها و روش‌ها و مقصدهای محقق، طیفی بسیار گسترده دارد. تصمیم‌گیری در اینکه چنین تحقیقی چه و چگونه باشد با محقق است. مرجعی که اطلاعاتی را، به صورت پویا یا ایستا، در اختیار محقق می‌گذارد، باید فارغ از دیدگاه مختار خود، به همۀ محققان بالقوه و بالفعل، با دیدگاه‌ها و هدف‌ها و نیازهای گوناگونشان، پاسخ گوید و نیازهای آنان را برآورد.
از این گذشته، وظیفۀ مرجع مطلوبِ تحقیق در تاریخ معماری ایران فقط ملاحظۀ دیدگاه‌ها و روش‌ها و خواسته‌ها و نیازهای محققان نیست؛ بلکه گشودن باب‌های نو در این تحقیق‌هاست. متولیانِ مرجع مطلوب تاریخ معماری ایران می‌توانند با آسیب‌شناسی تحقیق در حوزۀ موضوع، مواد مرجع و روش‌های دست‌یابی به آنها را چنان سامان دهند که زاویه‌های نادیده و مغفول در این حوزه در معرض دید قرار گیرد و باب‌هایی نو در این تحقیق‌ها گشوده شود.
هدف اصلی از ایجاد این دانشنامه گسترش و تعمیق اطلاعات دربارۀ فرهنگ ایرانی و اسلامی به منظور تسهیل و ترویج بازیابی هویت بومی، و همچنین معرفی میراث مشترک کشورهای منطقه برای تعامل بیشتر و جلب توجه به وحدت فرهنگی است. رسیدن به این هدفهای کلان با برنامه‌ریزی برای رسیدن به هدفهای خردتر (مقصدها) محقق می‌شود.
مقصد اصلی این طرح ایجاد مرکزی برای اطلاعات تاریخ معماری و شهرسازی ایران‌شهر است که با مراکز دیگر دارای این‌گونه اطلاعات پیوند برقرار می‌کند و در این موارد مفید می‌افتد:
الف)کمک به ارتقای کمّی و کیفی پژوهش‌ها در این موضوع از طریق ایجاد امکان دسترس سریع و دقیق و آسان؛
‌ب)زمینه‌سازی برای تعمیق پژوهش‌ها در مجموعۀ فعالیت‌های مربوط به معماری و شهرسازی ایران از طریق جلب توجه مدرسان و دانشجویان و اهل حرفه به ارزش‌های معماری بومی؛
‌ج)ایجاد ارتباط میان پاره‌های گوناگون سرزمین ایران و کمک به بازیابی هویت مشترک و نگریستن به ایران از منظر ایرانی و تحکیم هویت ملی؛
‌د)مشارکت در فراهم آوردن امکان پژوهش‌های عمیق‌تر و گسترده‌تر دربارۀ تاریخ معماری و شهرسازی ایران و ایجاد پویایی بیشتر در فضای علمی و فرهنگی از طریق تسهیل دسترس محققان به مدارک گوناگون و گسترده و هموار کردن راه تحقیق در تاریخ معماری و شهرسازی ایران‌شهر.
دانشنامۀ تاریخ معماری ایران‌شهر با چنین دیدگاه و هدفی بنیاد گذاشته شد. منظر دانشنامۀ مبتنی بر این دیدگاه و هدف را می‌توان با این مختصات معرفی کرد:

 

۱.۱. کمیت

سرزمین ایران مجموعه‌ای از قدیم‌ترین سکونتگاه‌های بشر را در دل دارد و مردمی که در این سرزمین می‌زیسته‌اند از ده‌هزار سال پیش تا کنون به ساختن و آبادان کردن و معماری پرداخته‌اند. کثیری از مورخان معماری اسلامی برآن‌اند که جهان ایرانی سرچشمۀ شماری از مهم‌ترین ابداعات در تاریخ معماری و شهرسازی اسلامی بوده است و هویت معماری و شهرسازی اسلامی را باید تا حد بسیاری مرهون معماران مسلمان ایرانی دانست. این نکته نیز وجهی از حساسیت جهانی موضوع را در محدودۀ ایران‌شهر نشان می‌دهد. معماران مسلمان ایرانی در طی بیش از چهارده قرن، از پرکارترین و خلاق‌ترین معماران جهان بوده‌اند و آثار بی‌شماری پدید آورده‌اند. امروز اندکی از آن همه آثار به دست ما رسیده است و آن اندک در حدود یک میلیون بنا و مجموعه و محوطۀ تاریخی را شامل می‌شود. این شمار در مقیاس جهانی چندان است که آثار تاریخی برخی از استان‌های ایران با آثار تاریخی برخی از کشورهای مهم اروپا برابری می‌کند. از اینها گذشته، کسان بسیاری هم در پدید آوردن آثار دخیل بوده‌اند که از آنان اطلاعاتی در دست است. مدارک مربوط به معماری و شهرسازی ایران هم بسیار است. پیداست که هر گونه پرداختن به تاریخ معماری ایران باید با عنایت به این فراوانی و گونه‌گونی چشم‌گیر صورت گیرد.

 

۲.۱. کیفیت
الف) توجه به گونه‌گونی طبیعی و فرهنگی و قومی
گونه‌گونی چشم‌گیر طبیعی در این سرزمین چنان است که ساکنان آن را در هر منطقه به راه حل معماری و شهرسازی ویژه‌ای برانگیخته است. از این روست که صدور حکم دربارۀ معماری تاریخی ایران با نمونه‌گیری و اتکا بر آثار یک منطقه یا یک نوع اقلیمْ ساده‌اندیشی و تعمیم بیجاست. مطالعه دربارۀ تاریخ معماری ایران تا کنون بیشتر به آثار حاشیۀ غربی کویر محدود بوده است. برای رسیدن به تصویری واقعی‌تر و جامع‌تر از معماری ایران، باید این انحصار مطالعه را شکست. از این گذشته، اگر گونه‌گونی بی‌اندازۀ فرهنگی اقوام بومی و مهاجر را نیز به این عامل بیفزاییم، پیچیدگی آن دوچندان می‌شود.
ب) توجه به پیوستگی و دوام تجربۀ زیستن و ساختن در بوم ایران
مطالعۀ جدید دربارۀ تاریخ معماری با مطالعۀ معماری اروپا آغاز شده است. در نتیجه، تصوری که از تاریخ معماری در ذهن تحصیل‌کردگان دانشگاهی پدید آمده تصوری متأثر از الگوهای تاریخ معماری اروپاست. تاریخ معماری اروپا، در عین پرمایگی و پویایی، آکنده از انقطاع‌ها و بازگشت‌هاست. در تاریخ معماری اروپا، هرچندگاهی معماری قوم یا سرزمینی درخشیده و سپس به افول گراییده است؛ هرچندگاهی سبکی برآمده و مدتی بعد آن سبک را فرونهاده و به سبک پیش از آن گراییده‌اند. در تاریخ معماری ایران چنین گسست‌هایی کمتر دیده می‌شود. از این رو، مردمان و معماران هر منطقه از ایران‌شهر، از فرات تا سند و از سیحون تا خلیج فارس، این فرصت را داشته‌اند که کار نسل‌های پیش را پی گیرند و بر تجربۀ آنان متکی باشند. این تداوم از ویژگی‌های تاریخ معماری ایران‌شهر است که سازوکارهای مطالعاتی‌ای خاص خود می‌طلبد.

 

۳.۱. انحصار اطلاعات
اطلاعاتی که هم‌اکنون دربارۀ وجوه گوناگون تاریخ معماری و شهرسازی ایران‌شهر در دست است از یک‌سو با کمیت و کیفیت وجوه گوناگون این موضوع نامتناسب است و از سوی دیگر با تحقیق‌هایی که در این زمینه انجام گرفته است. این اطلاعات در مقایسه با موضوعْ بسیار اندک است، و در مقایسه با تحقیق‌ها بسیار گسترده. به سخن دیگر، مواد خام (مانند تصویر و نقشه و گزارش باستان‌شناسی و مرمت، نسخه‌های خطی و چاپی، مقاله‌ها و کتاب‌ها) بسیار بیشتر از تحقیق‌هایی است که در این زمینه انجام گرفته است. سبب این است که بسیاری از این مواد در اختیار محققان بی‌شمار بالقوه و بالفعل نیست. بیشتر این اطلاعات در انحصار شماری اندک از محققان است که به کتابخانه‌ها و موزه‌ها و مراکز اسناد و آرشیوهای دولتی و خصوصی دسترس دارند. مرزهای سیاسی و دشواری تردد بین کشورها نیز این انحصار را استوارتر کرده است. لازمۀ گستردن و ژرف کردن تحقیق در این زمینه شکستن این انحصار است؛ آن‌چنان‌که همۀ محققان شناخته و ناشناخته در سراسر جهان به اطلاعات دسترس داشته باشند.

 

۴.۱. مناسبت نظام اطلاعات با موضوع دانشنامه
از میان این هزاران اثر با چنان گستره و گونه‌گونی، آنچه اطلاعات اولیه و نقشه دربارۀ آنها گرد آمده بیش از چند صد مورد نیست. این اطلاعات نیز یکدست نیست.نظام اطلاعات در مرجع ملی و جهانی تاریخ معماری و شهرسازی ایران‌شهر باید هم با کمیت و هم با کیفیت موضوع و هم با سیاست شکستن انحصار اطلاعات تناسب داشته باشد. کار بنیادین در تاریخ معماری ایران نیازمند دیدگاهی ملی و فراگیر و جامع‌نگرانه است که تعداد بی‌شمار موضوعات، تنوع طبیعی و اقلیمی و فرهنگی ایران‌شهر و تأثیر این تنوع بر معماری، و تداوم تاریخی این معماری و ضرورت دسترس همگانی به اطلاعات در آن به شیوه‌ای نظام‌مند منظور شود. برای چنین کاری، ناگزیر باید از امکانات فناوری اطلاعات استفاده کرد. با چنین رویکردی، پایگاه اطلاعات عظیمی برای تاریخ معماری ایران از هزارۀ هفتم پیش از میلاد تا کنون تشکیل می‌شود که علاوه بر نظام‌دهی اطلاعات موجود، تولید اطلاعات و دانش را نیز در این باره سامان خواهد داد. همچنین بر همۀ پژوهش‌های داخلی و جهانی دربارۀ معماری ایران اثر خواهد گذاشت و موجب حفظ و ضبط اطلاعات معماری معاصر نیز خواهد شد. پایگاه جامع اطلاعات و دانش در زمینۀ تاریخ معماری و شهرسازی جهان ایرانی با عنوان «دانشنامۀ تاریخ معماری

ایران‌شهر» با چنین هدفی تأسیس شده است.

 

۲. تعریف
تعریف کلی این دانشنامه به تعریف مفردات آن ــ «دانشنامه»، «تاریخ»، «معماری»، «ایران‌شهر» ــ بستگی دارد. با معلوم شدن مقصود ما از هریک از این مفردات، برخی از دیدگاه‌ها و رویکردهای اصلی این طرح نیز معلوم می‌گردد.

 

۱.۲. دانشنامه
دانشنامه‌های تخصصی محصول تراکم علم و تحقیق است. هنگامی که فعالیت علمی و تحقیقی در حوزه‌ای از دانش به حدی می‌رسد که احاطه بر آنها برای ادامۀ مسیر فعالیت علمی دشوار می‌شود، دانشنامه‌ای در آن حوزه تدوین می‌کنند تا تصویری جامع و اجمالی از دانش در آن حوزه به دست دهند. پس شرط عقلایی تألیف دانشنامۀ متعارفْ تراکم پژوهش در حوزه‌ای از علم است. مسیر تألیف و تدوین دانشنامه‌های متعارف اجمالاً چنین است: نخست سرپرست یا مدیر علمی دانشنامه جمعی از محققان و صاحب‌نظران برجستۀ آن حوزۀ علم موضوع دانشنامه را گرد می‌آورد. این گروه پس از تعیین اهداف و حدود دانشنامۀ خود، فهرستی از مدخل‌ها تعیین می‌کنند. سپس برای هر مدخل پرونده‌ای، شامل پیشینۀ مطالعات دربارۀ آن مدخل و کتاب‌شناسی آن، تهیه می‌کنند. این پرونده را در اختیار محققی مبرز در آن موضوع قرار می‌دهند و از او می‌خواهند بر مبنای آن پرونده و دانش خود، مقاله‌ای، با اندازه و مشخصاتی که قبلاً تعیین کرده‌اند، بنویسد. گروه ویرایش دانشنامه مقاله را ویرایش می‌کند و به تأیید مدیر گروه علمی در هر موضوع می‌رساند. مجموعۀ مدخل‌ها و مقاله‌های ذیل آنها پس از طی مراحلی در مسیر چاپ و نشر قرار می‌گیرد. بنا بر این، آن‌گاه می‌توان به تألیف و تدوین دانشنامه‌ای متعارف در حوزۀ تاریخ معماری ایران‌شهر پرداخت که دست‌کم این سه شرط تحقق یافته باشد: ۱)تراکم تحقیق. می‌دانیم که در این موضوع تراکم تحقیق چندان نیست که تدوین دانشنامه را ضروری کند. به‌علاوه، کمیت و کیفیت این تحقیق‌ها با کمیت و کیفیت موضوع آن تناسب ندارد. ۲)اسناد و مدارک کافی از تاریخ معماری ایران، در همان حدی که پیش‌تر پدید آمده است، در اختیار پدیدآورندگان دانشنامه باشد. ۳)محققان فعال و مسلط چندان وجود داشته باشند که کسانی که مقاله‌های دانشنامه را می‌نویسند همواره و ناگزیر همان کسانی نباشند که پیشینۀ تحقیق را پدید آورده‌اند. در حوزۀ تاریخ معماری و شهرسازی ایران‌شهر، هیچ‌یک از این سه شرط محقَّق نشده است. گذشته از مشکلات عمومی در تربیت محقق و محرومیت محققان از حمایت مادی و معنوی، فقر در نظریه و دیدگاه، و پیوند نداشتن محققان حوزه‌های گوناگون مرتبط با تاریخ معماری در تحقق نیافتن شرط‌های اول و سوم دخیل بوده است. در خصوص شرط دوم، اگرچه از بسیاری از جنبه‌های تاریخ معماری ایران سند کافی گردآوری نشده است، اسناد گردآمده هم بسیار است؛ اما این اسناد در اختیار محققان قرار نمی‌گیرد. اصولاً دستگاه‌های نگه‌دارندۀ این اسناد خود را خادم محقق تاریخ معماری نمی‌شمارند تا برای برخورداری او از اسناد به او خدمتی بکنند. وقتی که در داخل کشور چنین است، پیداست که دست‌یابی به اسناد کشورهای واقع در مجموعۀ ایران بزرگ یا اسناد مراکز بیرون از این مجموعه تا چه حد دشوار و بلکه در حد محال است. در چنین وضعی، اقدام برای تدوین دانشنامه‌ای متعارف برای تاریخ معماری ایران ناممکن است و هر دانشنامه‌ای در این زمینه چیزی بیش از رونویسی سخنانی نخواهد بود که پیش‌تر، آن هم معمولاً با تکیه بر اندک اسناد در دسترس، منتشر شده است. پدید آمدن دانشنامه‌های اصیل و تازه در زمینۀ تاریخ معماری و شهرسازی ایران‌شهر نیازمند فزونیِ شمار مورخان معماری ایران و افزایش مواد خام و در دسترس قرار گرفتن مدارک و اسناد و اطلاعات و پیشینۀ پژوهش‌هاست. می‌توان اسناد معماری ایران را از حبس بایگانی‌ها بیرون آورد و در اختیار عموم گذاشت. می‌توان چنین انگاشت که تاریخ معماری ایران هزاران محقق گمنام بالقوه دارد که اگر امکانات، از جمله اسناد و اطلاعات، در اختیارشان قرار گیرد، توان آنان به فعلیت درخواهد آمد. در این صورت، نوعی دیگر از دانشنامه پدید خواهد آمد:

 

 

-دانشنامه‌ای که مدخل‌های آن نه با اندیشۀ گروهی معین، بلکه با هر پرسش محقق و پرسنده‌ای شناخته یا گمنام تعیین می‌شود؛ در نتیجه، مدخل‌هایش بی‌شمار است؛

-دانشنامه‌ای که در آن، هدف اصلی از گرد آوردن اطلاعاتْ نوشتن مقاله‌ای نیست؛ بلکه در اختیار گذاشتن همان اطلاعات است؛ -دانشنامه‌ای که برای نوشتن مقاله‌هایش، پرونده‌ای محدود و ایستا ندارد؛ بلکه پرونده‌ای دارد حاوی اقسام نوشته‌ها و تصویرهای موجود در همه جای جهان؛

-دانشنامه‌ای که نه مقاله‌هایش محدود است و نه نویسندگانش. نویسندگان مقاله‌هایش محققانی بالقوه‌اند که هر آن ممکن است به فعلیت درآیند؛

-دانشنامه‌ای که در آن، به معماری و شهر و آثار آن ایستا و محدود نمی‌نگرند؛ دانشنامه‌ای که محققان را برمی‌انگیزد که به معماری و شهر از جوانب گوناگون و در بستری بزرگ و چندبعدی بنگرند؛

-دانشنامه‌ای که همۀ دانشمندان حوزه‌های گوناگون مرتبط با جهان ایرانی را ــ از مورخ و ادیب و انسان‌شناس و زبان‌شناس تا باستان‌شناس و مرمتگر و هنرشناس و معمار ــ را در حیطۀ جهان ایرانی و بلکه همۀ جهان، در خدمت تحقیق در تاریخ معماری و شهرسازی جهان ایرانی درمی‌آورد.

 

۲.۲. تاریخ

الف) معانی تاریخ تاریخ نیز معانی گوناگونی دارد. یکی از معناهای «تاریخ» مبدأ تاریخ یا مبدأ گاه‌شماری است. معنای دوم آن تقویم (date) است، که امروزه برخی به آن «سال‌مَه» یا «روزْمَه» می‌گویند. پیداست که این دو معنا از موضوع بحث ما بیرون است. معنای سوم تاریخْ وقایعی است که در گذشته روی داده است. در این معنا، تاریخ امری عینی و آفاقی است مشتمل بر رویدادها و پدیده‌های متعلق به زمان گذشته. معنای چهارم تاریخْ شناخت رویدادها و پدیده‌های گذشته است؛ یعنی تاریخ در معنای چهارم عبارت است از مطالعه و شناسایی تاریخ در معنای سوم. بدین‌گونه، تاریخ در معنای چهارم امری معرفتی و انفسی (سوبژکتیو) است. با این تعبیر، تاریخ در معنای آفاقی (ابژکتیو) آن، یعنی تاریخ چون رویداد، امری «درجۀ اول» است؛ تاریخ در معنای انفسی آن، یعنی تاریخ چون گزارش، امری «درجۀ دوم» و از قبیل معرفت است. موضوع سخن ما دربارۀ همین تاریخ درجۀ دوم (تاریخ چون گزارش) است. از آنچه گفتیم، موضوع تاریخ، با همۀ پیچیدگی‌اش، روشن می‌شود. مورخان با گذشتۀ انسان‌ها سروکار دارند: چه روی داد؟ چگونه روی داد؟ چرا روی داد؟ مقصود ما از تاریخ یا مطالعۀ تاریخی نوشتن سیر تحول یا تبیین و تفسیر آنها بر محوری زمانی نیست؛ به هر نوع تحقیق دربارۀ تاریخ درجۀ اول «تاریخ» می‌گوییم. به سخن دیگر، در دانشنامۀ تاریخ معماری ایران‌شهر، تاریخ معماری (در معنای چهارم) همۀ مطالعات تاریخ معماری را شامل می‌شود. ب) مراتب تاریخ تنوع این مطالعات فقط از نظر موضوع نیست؛ این مطالعات از نظر مرتبه نیز متنوع است: -مرتبه‌ای از کار تاریخ معماری شناسایی منابع، فراهم آوردن اسناد و اطلاعات، و ثبت و ضبط و سامان‌دهی آنهاست. -مرتبۀ دومْ درایت منابع و اطلاعات و ارزیابی آنهاست. -مرتبۀ سومْ تحلیل است. -مرتبۀ چهارم مرتبۀ معناشناسی و تفسیر است. همۀ اینها مراتب کار تاریخ معماری است. این مراتب در طول و در خدمت یکدیگرند و هیچ‌یک کم‌ارزش نیست. در دانشنامۀ مطلوب، اطلاعات و مسیرهای دسترس و سامان‌دهی آنها برای همۀ این مراتب فراهم می‌شود.

 

۳.۲. معماری

الف) معانی واژۀ معماری «معماری» لفظی مشترک برای معانی متعددی است و بر خلاف آنچه می‌نماید، معنای امروزی‌اش پیشاپیش روشن نیست. ما به پیشۀ معمار، صفت معمار، اثر معمار، مجموعۀ آثار و آنچه در عالم خارج محقق می‌شود (مثلاً «وضع کنونی معماری در ایران»)؛ به مجموعۀ آثار یک معمار (مثلاً «معماری میکلانژ»)؛ مجموعۀ بناهای متعلق به یک سبک یا مکتب («معماری بین‌المللی»)؛ مجموعۀ بناهای متعلق به یک دوره («معماری دورۀ صفویه»)؛ مجموعۀ بناهای یک شهر یا منطقه («معماری اصفهان»)؛ ... به همۀ اینها «معماری» می‌گوییم. با تأمل در این معانی، درمی‌یابیم که همۀ آنها را می‌توان ذیل سه معنای اصلی جای داد: «فعل معماری» و «اثر معماری» و «معمار». پیداست که «فعل معماری» پیشۀ معماری و آموزش معماری و روند طرح و ساخت و دیدگاه و اندیشه و خیال و نظر معماری، همه را شامل می‌شود؛ «اثر معماری» هم خودِ ساخته‌ها را در بر می‌گیرد و هم مکتب‌ها و دوره‌ها را؛ «معمار» هم تک‌تک معماران را شامل است و هم خلق و خوی و خیال معمار را و هم صنف و مشاغل آنان و هم بانیان و حامیان آثار را. بنا بر این، منظور از بررسی معماری، بررسی فعل معماری و اثر معماری و معمار است. دربارۀ شهرسازی نیز همین حکم جاری است.

 

۴.۲. سیاق

سرانجام باید بر این نکته تأکید کنیم که جنبۀ چهارمی هم در جنبه‌های سه‌گانۀ معماری (فعل و اثر و معمار) نهفته است که نباید از آن غفلت کرد: معمار و حتی بانی و حامی یگانه پدیدآورندۀ اثر معماری نیست. اثر معماری محصول کار عاملان و فاعلان معماری در بستر یا «سیاق» (context) است، که از نظر ما همۀ وجوه معنوی و اوضاع مادی را در بر می‌گیرد. بنا بر این، وجه چهارم معماریْ سیاق معماری است. زمینه‌های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و جغرافیایی مؤثر در معماری جنبه‌های گوناگون سیاق معماری است. یکی از برجسته‌ترین وجوه سیاق این است که مردم زمانه (از عالم و عامی و حاکم و رعیت) از معماری مطلوب چه خیالی در سر می‌پرورده‌اند و درباره‌اش چگونه می‌اندیشیده و چه ذوقی داشته‌اند.

 

۵.۲. تاریخ معماری

پس «تاریخ معماری» در ترکیب هریک از معانی دوگانۀ «تاریخ» (معانی سوم و چهارم) با معانی سه‌گانۀ «معماری» معنا دارد. اگر فرض کنیم که منظور ما بررسی همۀ معماری است؛ به سخن دیگر، اگر بخواهیم تاریخ معماری را در هر سه جنبه («فعل معماری» و «اثر معماری» و «معمار») در «سیاق معماری» بررسی کنیم، باید بگوییم که تاریخ معماری، بسته به دو معنای تاریخ، دو معنا دارد: تاریخ درجۀ اول معماری (تاریخ معماری به منزلۀ آنچه در عالم خارج رخ داده است) و تاریخ درجۀ دوم معماری (تاریخ معماری به منزلۀ بررسی و گزارش آنچه در عالم خارج رخ داده است). کار تحقیقی ما در تاریخ معماری نوعی تاریخ درجۀ دوم است، که مانند همۀ تاریخ‌های درجۀ دوم، به مطالعۀ تاریخ درجۀ اول اختصاص دارد.

 

۶.۲. ایران‌شهر (ایران‌زمین)

از لازمه‌های روشن کردن ماهیت و حدود دانشنامۀ تاریخ معماری ایران‌شهر معلوم کردن مفهوم «ایران» و قلمرو فرهنگی آن است. آیا دانشنامۀ تاریخ معماری ایران را باید به مرزهای سیاسی ایران امروز محدود کرد؟ در این صورت، مثلاً مسجد گوهرشاد مشهد (که بانی‌اش گوهرشادآغا و معمارش استاد قوام‌الدین شیرازی است) در حوزۀ این دانشنامه قرار می‌گیرد و مسجد گوهرشاد هرات (اثر همان بانی و همان معمار) در بیرون از حوزۀ کار آن؛ حافظ و قوام‌الدین شیرازی ایرانی‌اند و مولوی و کمال‌الدین بهزاد افغانستانی‌اند و است و چنان‌که در تاریخ فرهنگ و هنر ایران، کمال‌الدین بهزاد و جلال‌الدین مولوی و نظامی گنجه‌ای و فارابی و رودکی و خاقانی و بیدل دهلوی و آقا رضا هروی و نجم‌الدین کوکبی و غیاث‌الدین نقاش و محمد سیاه‌قلم و میرعلی هروی، نه در حوزۀ فرهنگی ایران، بلکه در حوزه‌های متفرق افغانستان و آذربایجان و ترکمنستان و تاجیکستان و قرقیزستان و مانند اینها قرار می‌گیرند. در ایران، مانند بسیاری از نقاط جهان، مرزهای سیاسی بر مرزهای فرهنگی انطباق ندارد. پیداست که مورخ معماری ایران نمی‌تواند و نباید فرهنگ را در بند مرزهای سیاسی درآورد و تاریخ هنر اهل این فرهنگ و بوم را، که فقط در کسر کوچکی از تاریخ دراز خود سرنوشت‌هایی متفاوت یافته‌اند، با این قالب‌های برساخته پاره‌پاره کند. از این گذشته، در جغرافیای جهان، نام برخی از سرزمین‌ها بیشتر سیاسی است و نام برخی دیگر بیشتر جغرافیایی و طبیعی و فرهنگی است. مثلاً نام‌های سوریه و عربستان سعودی و اسرائیل و ایتالیا نام‌های سیاسی است؛ یعنی مکان‌هایی تاریخی و فرهنگی به این نام‌ها وجود ندارد و این نام‌ها را بنا بر توافق بر روی محدوده‌ای محصور در مرزهای قراردادی نهاده‌اند؛ به سخن دیگر، مدلول و مسمای این نام‌ها منحصراً در سده‌های اخیر وجود دارد. در مقابل، نام‌های شام و حجاز و روم نام‌های واقعی و دیرپاست و به واقعیت‌هایی تاریخی در عالم خارج دلالت می‌کند. «ایران» از نام‌های جغرافیایی حقیقی است؛ یعنی فارغ از قراردادها و تقسیمات حکومتی، همواره موجودی به نام «ایران» شناخته بوده است. چنین است که می‌بینیم در دوره‌های بسیار طولانی (در بیشتر تاریخ این سرزمین) که هر پاره از ایران تحت سیطرۀ حکومتی جدا بوده، در کتاب‌ها و سخن‌ها از چیزی شناخته به نام ایران در ورای حوزه‌های حکومتی یاد شده است. دربارۀ مرزهای ایران‌شهر از نظر این دانشنامه در مبحث «دامنۀ مکانی» دقیق‌تر سخن خواهیم گفت.

 

۳. مخاطب

در حوزۀ انتشار عمومی، چه بر محمل کاغذ باشد و چه در فضای مجازی، اولویت با آزادی دسترس «همگان» به مطالبی است که انتشار می‌یابد. با این حال، میزان تعهد به این فراگیری و آزادی دسترس و نیز اصل گرفتن جماعتی از مخاطبان و ترجیح آنان بر دیگران بر ماهیت مطالب اثر می‌گذارد. آنچه در این باب دربارۀ مخاطب می‌آوریم با عنایت به این اثرگذاری است.

 

۱.۳. تعمیم دسترس و شکستن انحصار اطلاعات

پیش‌تر دربارۀ سیاستِ شکستن انحصار اطلاعات در دانشنامه سخن گفتیم. امروزه مقداری بی‌شمار از اطلاعات مربوط به تاریخ معماری و شهرسازی ایران‌شهر در موزه‌ها، کتابخانه‌ها، مراکز اسناد و آرشیوهای حکومتی و خصوصی نگه‌داری می‌شود که به علل و صور گوناگون از دسترس محققان به دور است. معمولاً این اطلاعات را به دلایل واقعی یا واهی ــ مثلاً به سبب اهمیت حفاظت از آنها (مواردی از قبیل نسخه‌های ارزندۀ خطی) یا در مقابل، به سبب بخل و جهل متولیان یا نابهنجاری و ناکارآمدی نظام دیوانی ــ در اختیار محققان قرار نمی‌دهند؛ یا دست‌کم قلیلی از محققان به آنها دسترس دارند. تهیۀ نسخۀ دیجیتال از این مدارک تعمیم دسترس به آنها را میسر می‌کند.

 

۲.۳. اقسام مخاطب

تلاش برای تعمیم دسترس به اطلاعات تاریخ معماری و شهرسازی ایران‌شهر به معنای نادیده گرفتن اقسام مخاطبان نیست. هنگامی که دانشنامه با مخاطبان خود تعامل دارد، موضوع مراتب دسترس، و در نتیجه موضوع اقسام مخاطب، اهمیتی دیگر می‌یابد. در این حالت، مخاطب صرفاً استفاده‌کننده نیست؛ بلکه خود ممکن است در بهبود کمّی و کیفی دانشنامه دخیل باشد. بنا بر این، مخاطبان این دانشنامه را می‌توان از نظر هدف و شیوۀ مراجعه به دانشنامه و نوع نیازهای‌شان از یک سو، و میزان مداخله‌شان در محتوای دانشنامه از سوی دیگر دسته‌بندی کرد. اگر واسطۀ تعامل دانشنامه با مردم شبکۀ جهانی وب باشد، بعید نیست که مراجعۀ بسیاری از مردم به دانشنامه کاملاً تصادفی یا از سر کنجکاوی باشد. پیداست که دانشنامه به مُراجع تصادفی خود «خطاب» نمی‌کند. با این حال، این دسته را نیز به‌تسامح «مخاطب» یا طرف خطاب دانشنامه می‌خوانیم. در این صورت، اقسام مخاطبان دانشنامه به‌اجمال از این قرارند: -مخاطبان تصادفی؛ -کسانی که پرسشی ساده و عامیانه از موضوع دارند؛ -کسانی که برای نیازهایی چون جهانگردی به دانشنامه مراجعه می‌کنند؛ -دانش‌آموزان و دانشجویان غیرمتخصص که برای اطلاعات عمومی یا نیازهای نیمه‌تخصصی درسی به دانشنامه مراجعه می‌کنند؛ -محققان غیرمعماری؛ -محققان تاریخ معماری در سطوح و مراتب گوناگون. دانشنامۀ تاریخ معماری ایران‌شهر به همۀ این مخاطبان خوشامد می‌گوید؛ اما مخاطب اصلی او گروه اخیر، یعنی محققان تاریخ معماری، است.

 

۳.۳. محقق‌محوری

دانشنامه همۀ اطلاعات و معرفت را برای محققان ــ مخاطبان اصلی خود ــ گرد می‌آورد و در اختیار می‌نهد. اما محقق‌محوری در این دانشنامه به اینجا ختم نمی‌شود. اقسام اطلاعات و معرفت، معماری اطلاعات، و شیوه‌های دسترس به اطلاعات و جستجوی آن بر مبنای خدمت به محقق صورت می‌گیرد. اساس این دانشنامه بر این سیاست نهاده شده و پیش رفته است که بیشترین خدمت به محقق صورت گیرد. دانشنامه عرضۀ مجموعه‌ای از اطلاعات را، که به‌خوبی سامان‌دهی شده باشد و به‌خوبی در دسترس قرار گیرد، غایت مقصود خود نمی‌شمارد و بدان بسنده نمی‌کند. دانشنامه خود را راهنمای محقق می‌شمارد و می‌کوشد همۀ امکانات لازم را برای راهنمایی محقق، گستردن افق دید او، ژرف کردن نگاه او، و دستگیری‌اش در مسیر تحقیق و جلوگیری از گم‌گشتگی‌اش در میان انبوه اطلاعات فراهم آورد. اگر بخواهیم این دانشنامه را با کتابخانه مقایسه کنیم، این کتابخانه هم مخزنی سامان‌یافته دارد، هم امکاناتی برای یافتن کتاب، هم کتاب‌دارانی زبده؛ اما از همه بالاتر، کتاب‌داری آشنا با تحقیق در تاریخ معماری در مقام «راهنمای تحقیق» نیز دارد.

 

۴.۳. مراتب دسترس

در ابواب آینده خواهیم گفت که سیاست این دانشنامه «تمرکز دسترس» به جای «تمرکز اطلاعات» است. این دانشنامه سردری برای ورود به پایگاه‌های گوناگون اطلاعات تاریخ معماری و شهرسازی ایران‌شهر در همۀ جهان خواهد بود. بنا بر این، از نظر سیاست‌های دسترس به اطلاعات تابع سیاست‌های هریک از آن پایگاه‌ها یا دستگاه‌هاست. با این حال، خود نیز سیاستی در این زمینه دارد که هم در خصوص پایگاه خود بدان عمل می‌کند و هم آن را به پایگاه‌های همکار توصیه می‌کند: سیاست دسترس رایگان به اطلاعات در محدودۀ حقوق نشر. مطابق این سیاست، همۀ اطلاعاتی که رایگان تهیه شده است به‌رایگان در اختیار محققان قرار می‌گیرد؛ مگر در مواردی که حقوق نشر صاحبان اصلی اطلاعاتْ چیزی دیگر اقتضا کند. از این

 
 

 

گذشته، شماری از مخاطبان، به تشخیص دانشنامه، حق دارند در اطلاعات تصرف کنند و بر آنها بیفزایند یا آنها را ویرایش و اصلاح کنند. چنین مرتبه‌ای از دسترسْ همگانی نیست و فقط شماری از محققان از آن برخوردار خواهند بود.

 

۴. منابع

بررسی تاریخ معماری ایران یا بررسی معماری گذشتۀ ایران نوعی از بررسی معماری یا شناخت معماری است. برای شناخت معماری، به این معنای وسیعی که گفتیم، چه مستمسکی داریم؟ به سخن دیگر، اگر بخواهیم معماری را بشناسیم، به کدام حوزه از واقعیت‌ها و معرفت‌ها می‌توانیم چنگ بیندازیم؟ در هر رشته‌ای، با مجموعه‌ای گسترده و تقریباً بی‌نهایت از رویدادها و پدیده‌های ذهنی و عینی، انفسی و آفاقی، مواجه‌ایم که برای شناخت هر امری به شیوه‌ای خاص به سراغ آنها می‌رویم و آنها را برمی‌گزینیم و تفسیر می‌کنیم. مثلاً اگر موضوع تحقیق به یکی از علوم طبیعی مربوط باشد، پیداست که متناسب با نیاز و دایرۀ آن علم، از میان واقعیت‌ها برخی را برمی‌گزینیم. دشواری تحقیق در تاریخ معماری در همین‌جاست: هم تاریخ به همۀ حیثیت آدمی مربوط می‌شود و هم معماری. انسان با همۀ حیثیت‌اش در تاریخ به ظهور می‌رسد و تحقق آدمی در عالم تحققی تاریخی است. حتی حیثیت فراتاریخی انسان نیز، به سبب همین فرا«تاریخی» بودن، در عالم ماده به نحوی منتسب به تاریخ و متناسب با آن است. از سوی دیگر، حضور انسان در عالمْ مساوی با حضور او در معماری است. «معماری ظرف زندگی انسان است» و شناخت ظرف به شناخت مظروف وابسته است. بنا بر این، همۀ پدیده‌های انفسی و آفاقی بالقوه موضوع مطالعات تاریخ معماری است و مورخ معماری برای تحدید دامنۀ جستجو، نمی‌تواند شأنی از شئون حیات انسانی را استثنا کند. برای این تحدید، ناگزیر است فقط به دیدگاه تاریخی و نظریۀ تاریخی متوسل شود، یا منابع را (به‌نحوی موجه) محدود کند. از اینجا دامنۀ منابع تاریخ معماری، از جمله تاریخ معماری ایران، معلوم می‌شود. آیا می‌توان نوعی از انواع منابع تاریخ را، یعنی هر آنچه دانشی دربارۀ شأنی از شئون زندگی آدمی در گذشته به دست می‌دهد، از پیش بیرون از دایرۀ منابع معماری نهاد؟ دیدگاه‌های فلسفی، رویدادها و تجربه‌های مربوط به طب، لشکرکشی‌ها، کتاب‌های مربوط به طباخی، علوم غریبه، آداب دبیری، آثار خط و نقش، اقسام نگاره‌ها و عکس‌ها، ... هریک وجهی از وجوه انفسی و آفاقی زندگی را معلوم می‌کند؛ زندگی‌ای که مظروف معماری است. از منظر «ظرف زندگی»، شاید کتابی دربارۀ کیمیا که به اندازۀ متنی دربارۀ معماری حاوی اطلاعات معماریانه باشد. با چنین وسعتی، بررسی منابع معماری به معنای شناسایی منابع مرتبط با معماری نیست (زیرا همۀ منابع بالقوه با معماری مرتبط است)؛ بلکه به معنای، اولاً، شناسایی منابعی است که پیوندی مستقیم‌تر و صریح‌تر با معماری دارد؛ ثانیاً، شناسایی توقع محقق از منابع از نظر نوع اطلاعاتی است که ممکن است از هر نوع منبع عاید شود. منابع تاریخ معماری ایران به اعتبار نسبت زمانی میان منبع و پدیدۀ تاریخی بر دو دسته‌اند: منابع درجۀ اول و منابع درجۀ دوم. مقصود از منابع درجۀ اول در مطالعات تاریخی ــ به یک اعتبار ــ منابعی است که با موضوع یا پدیدۀ مورد بررسی معاصر باشد. مثلاً جامع التواریخ خواجه ‌رشیدالدین فضل‌الله همدانی برای معماری دورۀ ایلخانان منبع درجۀ اول است و برای معماری دوره‌های پیش از آن منبع درجۀ دوم. می‌بینیم که درجۀ اول یا درجۀ دوم بودن منبع امری نسبی است. ممکن است منبعی که در یک موضوعْ درجۀ اول است، در موضوعی دیگر درجۀ دوم باشد و برعکس. با این حال، برخی از منابع غالباً درجۀ اول‌اند و برخی دیگر غالباً درجۀ دوم. مثلاً بناها غالباً منبع درجۀ اول‌اند و گزارش‌های باستان‌شناسی غالباً منبع درجۀ دوم. تنها بر اساس این غلبه و بر سبیل مسامحه است که منابع را بدین صورت می‌توان دسته‌بندی کرد و در ذیل عناوین «درجۀ اول» و «درجۀ دوم» قرار داد:

 

۱.۴. منابع درجۀ اول

الف)بناها ب)منابع مکتوب، شامل: کتاب‌ها و رساله‌ها (تاریخ‌نامه‌ها، سفرنامه‌ها، خاطره‌نامه‌ها، کتاب‌های علمی، تذکره‌ها، مناقب‌نامه‌ها، دیوان‌ها و منظومه‌ها، پندنامه‌ها، داستان‌ها و حکایت‌ها و افسانه‌ها، آیین‌نامه‌ها، متون دینی و مقدس، دیباچۀ مرقع‌ها، فتوت‌نامه‌ها، ...)؛ کتیبه‌ها (کتیبۀ بناها، کتیبۀ اشیا، ...)؛ اسناد حکومتی و دیوانی (احکام نصب و عزل، عهدنامه‌ها، صلح‌نامه‌ها، اسناد ثبت هزینه‌ها، اسناد مالیات و خراج، ...)؛ اسناد مردمی (قباله‌های ازدواج، اسناد ثبت معاملات، وقف‌نامه‌ها، نامه‌ها، ...)؛ مطبوعات ج)منابع شفاهی، شامل: سخنان اهل فن و سازندگان سخنان شاهدان و بهره‌برداران فرهنگ شفاهی، ساختار و عناصر زبان، ضرب‌المثل‌ها، ... د)منابع تصویری، شامل: نقشه‌های کلان (نقشه‌های سرزمینی و منطقه‌ای و شهری، نقشه‌های رزمی، ...) نقشه‌های خُرد (نقشه‌های بناها، نقشه‌های دستگاه‌ها، ...) نقش‌ها (نقش‌های تزیینی بناها، نقش‌های اشیا، نگاره‌های کتاب‌ها، نگاره‌های دیواری، نگاره‌های مستقل، ...) عکس‌ها طرح‌های دستی، گراورها، ... فیلم‌ها ه)اشیا اشیای خانگی (فرش‌ها، ظرف‌ها، ...) اشیای آیینی کارافزارها (افزارهای معماری، افزارهای صنعتی، دستگاه‌ها، ...)

 

۲.۴. منابع درجۀ دوم

و)گزارش‌های باستان‌شناسی ز)گزارش‌های مرمت ح)گزارش‌های مردم‌نگاری و مردم‌شناسی ط)سفرنامه‌ها(ی درجۀ دوم) ی)تک‌نگاری‌ها ک)تاریخ‌های عمومی ل)تاریخ‌های کلی معماری م)تاریخ‌های دوره‌ای و سبکی معماری ن)تاریخ‌های شهری و منطقه‌ای س)کتاب‌ها و مقاله‌های تحلیلی دربارۀ معماری یا امور وابسته به معماری (در بنا، مجموعه بنا، موضوع، ...).

 

۵. دامنه‌ها

از لازمه‌های معرفی دانشنامه معرفی حدود یا دامنۀ مکانی و زمانی آن است. در این دانشنامه، «اطلاعات» یا «دانش» دربارۀ «موضوع» معینی گرد می‌آید. پس هم باید دامنۀ مکانی و زمانی «اطلاعات» (مکان و زمان تهیۀ آنها) معلوم شود و هم دامنۀ مکانی و زمانی موضوع (محدودۀ جغرافیایی و تاریخی معماری ایران‌شهر).

 

۱.۵. دامنۀ مکانی

الف) دامنۀ مکانی موضوع گفتیم که منظور از ایران‌شهر در این دانشنامه محدودۀ جهان ایرانی است. اما این محدوده کجاست؟ چنان‌که گذشت، ایران نامی حقیقی و جغرافیایی است و ساختۀ روزگار اخیر نیست. در ایران باستان، جهان را به دو قسمت شناخته و ناشناخته بخش می‌کردند. بخش شناخته سرزمین‌های ایرانی و سرزمین‌های همسایۀ آنها را در بر می‌گرفت. بخش شناختۀ زمین در میان بخش‌های ناشناخته، و سرزمین ایران، یا خونیرس بامی، در میان بخش شناخته قرار داشت. مادها خود را ایرانی و هخامنشیان خود را ایرانی، از تخمۀ ایرانی، می‌نامیدند. با این حال، چون پادشاهان هخامنشی خود را شاه جهان می‌دانستند، سخنی از ایران و خونیرس بامی نمی‌گفتند. بنا بر حدس محققان، از زمان نخستین پادشاهان اشکانی نام این سرزمینْ ایران (اریان یا آریان) بوده است. در زمان ساسانیان، ایران و ایران‌شهر نام اصلی قلمرو آنان بود؛ چنان‌که اردشیر پاپکان (حک‍ 225-240م)، بنیان‌گذار سلسلۀ ساسانیان، در سنگ‌نوشتة نقش رستم خود را «شاهان‌شاه ایران» خوانده است. پس از اسلام، از هنگام تأسیس نخستین سلسله‌های ایرانی در سدۀ سوم هجری تا تأسیس دولت صفوی به دست شاه اسماعیل اول در سال 905ق، ایران از داشتن حکومت مرکزی محروم بود و به‌جز دورۀ 140ساله‌ای که با هجوم چنگیز در اوایل سدۀ هفتم هجری آغاز شد و با مرگ آخرین ایلخان در 756ق به پایان رسید، و نیز دورۀ فرمانروایی تیمور گورکان، در هر پاره از ایران هم‌زمان چند سلسلۀ ایرانی یا ترک حکومت می‌کردند و با هم می‌جنگیدند. با این حال، همۀ فرمانروایان این دوره، از ایرانی و غیرایرانی، خود را امیر و سلطان و شاه ایران می‌خواندند؛ اگرچه سرزمین هریک از آنان فقط بخشی از ایران بزرگ بود. به قول نویسندۀ مقدمۀ شاهنامۀ ابومنصوری، «ایران‌شهر از رود آموی است تا رود مصر». در این صورت، حد شمال شرق ایران‌شهر آمودریا (جیحون) است و حد جنوب غربی‌اش رود مصر (نیل). با این حال، به سبب تحولات پس از اسلام و افول فرهنگ ایرانی در غرب این سرزمین از یک سو، و گستردن فرهنگ ایرانی خصوصاً از زمان تیمور به بعد در ورارود، می‌توان پذیرفت که در دوران پس از اسلام، محدودۀ مورد اتفاق ایران‌شهر با محدودۀ یادشده منطبق نبوده است. بر این اساس، در دانشنامۀ تاریخ معماری ایران‌شهر، محدودۀ جغرافیایی ایران‌شهر چنین اختیار شده است: شرق: رود سند (در پاکستان امروزی) شمال شرقی: رود سیحون (سیردریا) تا مرزهای شرقی ازبکستان و تاجیکستان شمال غربی: رشته کوه‌های قفقاز از شهر دربند در ساحل دریای خزر تا دریای سیاه غرب: رود فرات از ارزروم در ترکیه تا اروندرود و خلیج فارس جنوب: حاشیۀ جنوبی و غربی خلیج فارس و دریای عمان در شمال شبه‌جزیرۀ عربستان. توضیح اینکه در این مرحله از دانشنامه، فقط سرزمین ایران در محدودۀ جغرافیاییْ موضوع دانشنامه است، که شامل حوزۀ نفوذ فرهنگ ایرانی (در سرزمین‌هایی چون هند و غرب چین) نمی‌شود. ب) دامنۀ مکانی اطلاعات اطلاعات و دانش دربارۀ معماری و شهرسازی در این گسترۀ جغرافیایی در بسیاری جاهای جهان پدید آمده است. بنا بر این، دامنۀ مکانی اطلاعات بر دامنۀ مکانی موضوع منطبق نیست و همۀ جهان را شامل می‌شود. به سخن دیگر، سند و مدرک و مقاله و نقشه و ... دربارۀ موضوع یادشده در هرجای جهان که پدید آمده باشد در حیطۀ کار و علاقۀ دانشنامه قرار دارد.

 

۲.۵. دامنۀ زمانی

الف) دامنۀ زمانی موضوع چنان‌که گذشت، این سرزمین را دست‌کم از روزگار اشکانیان ایران می‌خواندند. اما مطالعۀ تاریخ معماری ایران نه به نام ایران، بلکه به سرزمینی تعلق دارد که امروزه آن را ایران می‌خوانند. مطالعات باستان‌شناسی نشان می‌دهد که در این سرزمین از چندهزار سال پیش آثار آبادانی و تصرف انسان در طبیعت وجود دارد. بر این اساس، آغاز دامنۀ زمانی موضوع حدی ندارد و بسته به یافته‌های باستان‌شناسی، تا هر زمان می‌تواند به عقب برود. از سوی دیگر، تاریخ انتها ندارد. هر رویدادی در گذشته جزو تاریخ است؛ و گذشته از لحظه‌ای پیش آغاز می‌شود. لیکن برای مراعات اهمیت و نیز فاصلۀ زمانی کافی برای داوریِ بجا، فعلاً سال ۱۳۲۰ش انتهای دامنۀ زمانی موضوع دانشنامه اختیار شده است. این انتها را در آینده می‌توان تغییر داد. ب) دامنۀ زمانی اطلاعات دامنۀ زمانی اطلاعات نیز، مانند دامنۀ مکانی آن، نه آغازی دارد و نه انجامی. همۀ مدارکی که از روزگار کهن تا به امروز پدید آمده است در دامنۀ اطلاعات متعلَّق دانشنامه می‌گنجد. بهترین وضع برای دانشنامه آن است که اطلاعات آن کاملاً روزآمد باشد.

 

۳. دامنۀ زبانی

الف) زبان تعامل با مخاطب در وبگاه دانشنامه، زبان اصلی زبان فارسی و زبان دوم انگلیسی است. در مراحل بعدی طرح، دو زبان دیگر جهان اسلام ــ عربی و ترکی ــ و زبان روسی (که زبان رسمی بخشی از کشورهای حوزۀ ایران‌شهر است) به مجموعۀ زبان‌های وبگاه افزوده خواهد شد. ب) زبان اطلاعات فارغ از اینکه زبان تعامل با مخاطب، و به سخن دیگر، زبان وبگاه چه باشد، اطلاعاتی که در پایگاه وارد می‌شود هیچ‌گونه محدودیت زبانی نخواهد داشت. به سخن دیگر، مقاله و کتاب، نقشه و عکس و ... به هر زبانی که تولید شده باشد، عیناً در پایگاه وارد خواهد شد. ممکن است برخی از اطلاعات به زبان‌های اصلی وبگاه ترجمه شود. این قاعده مربوط به اطلاعاتی است که گردآوری می‌شود یا از طریق پایگاه‌های دیگر همکار طرح در نظام دانشنامه قرار می‌گیرد. بخشی از اطلاعات هم هست که در مرکز دانشنامه تولید می‌شود. این اطلاعات به زبان فارسی یا انگلیسی خواهد بود.

 

۶. ویژگی‌های معماری اطلاعات

با آنچه گذشت معلوم می‌شود که معماری اطلاعات در این دانشنامه چنین ویژگی‌هایی دارد: ـ محقق‌مدار است و هرآنچه برای تسهیل کار محقق و راهنمایی او لازم است در آن فراهم می‌آید. ـ بر این اساس، محقق هم می‌تواند از طریق جستجوی کلیدواژه‌ها به منابع موجود دست یابد و هم از طریق جستجو به واسطۀ طبقات اطلاعات و درخت موضوعی. ـ هر طبقه‌بندی اطلاعات و درخت موضوعی، ناگزیر متضمن نوعی نظر است. چون قرار بر این است که این نظر بر محقق تحمیل نشود، نظام طبقه‌بندی و درخت موضوعی چنان تنظیم می‌شود که متضمن کمترین تحمیل نظر باشد. این نظام تا حد امکان از دل معرفت بومی معماری به دست می‌آید. ـ در معماری اطلاعات، تعریف دانشنامه از تاریخ و معماری منظور می‌شود؛ آن‌چنان‌که محقق، در صورت تمایل، بتواند به همۀ جوانب معماری و تاریخ معماری بپردازد. از این راه، دانشنامه محققان را تشویق می‌کند که به جنبه‌های مغفول معماری ایران توجه کنند. معماری اطلاعات دانشنامه، با چنین ویژگی‌هایی، از دو جهت صورت می‌گیرد: معماری اطلاعات برای مدیریت کردن اطلاعات و معماری اطلاعات برای خدمت به محقق.